بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

103

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

علم ، توجه كمتر به اخلاق خانوادگى و اخلاق حرفه‌اى و كاربردى ، به‌هم‌آميختگى اخلاق و تربيت و آداب ، فقدان متدولوژى پژوهش در اخلاق دينى واژه‌هاى كليدى : اخلاق ، فلسفى ، عرفانى ، نقلى ، تلفيقى ، مكارم مقدمه : اخلاق جمع خلق است و خلق به‌معناى خوى ، عادت ، سيرت ، و سجيّه استعمال مىشود . خلق هيأت راسخه‌اى است در نفس ، كه مصدر افعال جميله يا رذيله است ، عقلا و شرعا . چنان كه خلق نيكو يا خلق ناپسند گويند . و علم اخلاق يكى از شعب حكمت عملى است و آن دانش بد و نيك خوييها و تدبير انسان است براى نفس خود . اخلاق ، علم چگونه زيستن است كه بر مبناى قواعد آن ، رفتار انسان براى نيل به كمال و سعادت ، توجيه مىگردد . و نيك و بد و خير و شر و بايدها و نبايدها شناخته مىشود . و وظايف فردى و اجتماعى انسان متعهد و مسؤول معرفى و افعالى كه از روى اختيار و آزادى از آدمى صادر مىگردد در اين علم معين مىشود . غالبا مردم اصطلاح خوش اخلاق را در مورد كسى به كار مىبرند كه آرام و كم‌حرف و متبسم باشد ، كمتر عصبانى شود و ناراحتىها را تحمل كند و مردم از دست و زبان او آسوده باشند . اخلاقى كه عوام روى آن تكيه دارند با اخلاقى كه فلاسفه و اديان ، مخصوصا اسلام در مورد آن بحث مىكنند متفاوت است . انسان داراى دو نوع صفات است : صفات حيوانى كه غرايز ناميده مىشود و صفات انسانى . صفات انسانى خود به دو گونه « محاسن اخلاق » و « مكارم اخلاق » تقسيم مىشود . « محاسن اخلاق » صفاتى است كه باوجود مخصوص بودن به انسان ، انسانيّت به او نمىبخشد ، اين صفات شامل تميز بودن ، آراستگى ، خوش‌رويى ، رعايت ادب در برخورد با افراد و غيره است . كه عموم مردم ، امروزه مقيد به رعايت آن مىباشند . ممكن است فردى با وجود آنكه از محاسن اخلاق برخوردار است . خونخوار ، خشن ، ستمگر و . . . باشد .